محمد قنبرى

511

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

در يك كلام بايد گفت كه اگر انسان هر روايت را كه با ذوق و سليقهء خويش مخالف ببيند - هر چند بهترين سند را داشته باشد - رد كند و در مقابل هر روايت را كه از آن بتوان به نفع خود استفاده كرد - هر چند بيشتر يا تمام روات آن مجهول و ضعيف و بدنام باشند مانند روايت دلايل الإمامه كه آقاى بهبودى آن را تأييديه امام صادق عليه السلام قلمداد نموده - آن را معتبر دانسته و بدون توجه به انطباق و عدم انطباق آن با مورد بحث بدان تمسك جويد و اعتراض مخالفين را با جواب‌هاى كلى و مبهم پاسخ گويد ، در اين صورت ديگر راه برهان بسته مىگردد ، اگر كسى هر چه دليل و برهان و استدلال بياورد و هر چه روايات اهل بيت عليهم السلام با سندهاى بسيار خوب و عالى را مطرح كند ، هميشه جواب از پيش تعيين شده مخالفت با منطق عقل ، عنوان شود در اين صورت ديگر راه بحث سودمند و نتيجه‌بخش مسدود مىشود و تنها مجادله حكمفرما مىگردد و در نتيجه تمامى انديشه‌ها ، به جرم عدم تطابق با ذوق‌هاى فردى به بند كشيده مىشود و از اين‌رو در اينجا بايد مهر سكوت بر لب نهاد و سخن حكمت « ودع المراء و إن كنت محقّاً » را اقتفا نمود .